امروز: چهار شنبه 05 تیر ماه 1398 ساعت: 

مقاله عناصر معماري ELEMENTS OF ARCHITECTURE

افزودن به سبد خرید
تاریخ ایجاد: 5/19/2016 1:51:31 AMتعداد برگ: 20قیمت: 2000

بخشی از مطلب
فضا :
لوكور بوزيه در سال 1923  . در كتاب معروف ، به سوي معماري Vers Un Architecture  نوشته است:معماري بازي آگاهانه ، صحيح و با شكوه احجام به هم پيوسته در زير نور ا ست . 
      با افرادي چون لوكور بوزيه ، ميس ونده رو ، گريت ريتولد Gerrit   Ritveld، آيلين گري Eileen  Gray  در مدت كوتاهي طراحي معماري به تركيب سطوح و احجام اغلب ساده هندسي در قالبي كاملاً تازه و عاري از تزئينات تبديل شد . با اتكاء به نظريات ادراك بصري وخصوصاً تعوري گشتالت ارزشهاي مفهومي و نمادين معماري كنار گذاشته شد و زيبا شناسي مبتني بر ادراكات حسي و آني بصري جايگذين شد . بدين ترتيب عناصر شناخته شده ي معماري ، از قبيل در و پنجره و پله رفته رفته جاي خود را به سطوح افقي ، مورب و عمودي يا احجام پر و خالي بخشيدند. 
      مصالح ساختمان يا به عبارتي بخش مادي معماري در خدمت جسميت به فرم قرار گرفت. در دهه 90  و 80  پيشرفت تكنولوژي ساختمان و بهره گيري از مدل سازي كامپيوتري اين مكان را فراهم آورد . كه تقريباً هر فرمي ، هرچند پيچيده و اغراق آميز . بدون تأثير پذيري از محدوديتهاي فني ، همچون ماكت و ايده ي خالص آغازين ساخته شود . در فرآيندروز افزون ارزش گذاري فرمهاي جديد ، جسميت ، بافت ، جنسيت و بطور كلي بخش مادي معماري تحليل رفت و در بسياري از پروژه هاي پيشرو امروزي به حداقل رسيد و جهان فرمهاي بدون وزن و تجريدي خلق شد كه در برخي موارد نظير كارهاي فرانك گدري تابلوهاي بنيان گذاران نقاشي مدرن نظير پيكاسو و راك را به خاطر مي آورد .
      در بيست سال اخير با پيدايش هنر ويدئويي و نفوذ تكنولوژي كريستال هاي مايع ، ليزر و تصوير سازي كامپيوتري به حيطه ي معماري ، در برخي از ، آثار پيشرو ، تصويرهاي متنوع و ناپايدار رفته رفته جاي فرم را اشغال كرده اند . اگر چه اين تجربيات جذاب و آموزنده اند ولي مشكلاتي نيز وجود دارند كه دير يا زود با آنها روبه رو خواهيم شد .  زيبائي شناسي مدرن ارزشهاي رايج معماري  را  از فرهنگ وسنت تهي كرده و واكنش هاي فيزيولوژيكي مغز  و اعصاب را كه بسيار كهن تر از تمدن بيست ، سي هزار ساله ي بشر هستند معيارقرار داده است .
      كولهاوس در كلاسروهه نمايشگاهي را طراحي كرده است كه در آن تصاوير مربوط به هنرهاي مختلف با يكديگر تركيب مي شوند و با بهره گيري از امكانات كامپيوتر در خلق فضاي مجازي و تصاوير گذرايي كه جايگذين عناصر معماري مي شوند ذهن انسان به روايتي به دوره ي قبل از درك فضا باز مي گردد . كودك از لحظه اي كه چشم باز مي كند به طور پيوسته با تصاويري روبه رو مي شود كه در آغاز گنگ و نا مربوط هستند . در اثر گذر زمان و تجربه زندگي ، كودك در مي يابد كه تصاوير گذرا و هر بار متفاوت مربوط به موجوديت هاي ثابت واقعي هستند و به اين ترتيب مادر ، پدر و ديگر افراد را شناسائي مي كند . به همين ترتيب از به هم پيوستن تصاوير و پرسپكتيوهاي هر بار متفاوت اطراف خود به وجود پديده ي كم و بيش ثابت فضاي هستي پي مي برد . درك فضا يكي از مهمترين مراحل رشد بشر است . درك هر نوع رابطه منطقي يا رياضي هنگامي كه به صورت رابطة فضايي تعريف شود آسان تر است . موفقيت نرمافزار اپل مكينتاش و ويندوز در آنجا بود كه توانست روابط منطقي را با بهره گيري از علايم بصري به صورت روابط فضايي تعريف كند . براي انجام عمليات پاك كردن يك فايل از كامپيوتر به جاي نوشتن يك عبارت قراردادي كافي است نشاني فايل مورد نظر را روي مونيتور جا به جا كرده و آن را درون نشانه سطل زباله قراردهيم .
      در حالي كه دانش جديد كامپيوتر از روابط فضايي كه معماري استادآن است براي افزايش قابليت هاي خود استفاده مي كند ، عجيب است كه معماري از كامپيوتر براي از بين بردن مفاهيم فضايي بهره گيرد . اگر ذهن بشر ، در طي ميليون ها سال تكامل ، اين گونه سازمان يافته است كه موجوديت ثابت فضا را وراي تصاوير متنوع شناسايي كند ، چرا امروز رفته رفته بايد  در پي آن باشيم كه از تصاوير متنوع بدون توقع وجود فضاي واقعي كه تصاوير را به هم پيوند دهد لذت بريم؟
      خوشبختانه امروز همة معماران پيشرو در پي مجازي كردن و جسم زدايي از معماري نيستند و بخش مهمي از معماران به فضا به عنوان يكي از اصلي ترين مباحث معماري توجه دارند . در سالهاي اخير نظريه پردازان مختلفي با اين مسئله برخورد كرده اند كه از جمله مي توان به كتابهاي ‹‹ واقعي و مجازي›› نوشتة توماس مالدونادو Tomas Maldonado